|
بی تو در می یابم، چون چناران کهن از درون تلخی واریزم را. کاهش جان من این شعر من است. آرزو می کردم، که تو خواننده ی شعرم باشی. - راستی شعر مرا می خوانی؟ - نه، دریغا، هرگز، باورم نیست که خواننده ی شعرم باشی. - کاشکی شعر مرا می خواندی! -
* حمید مصدق * + من ، پویان این متن را نوشتم و پیشکش کردم به شما به روز یکشنبه 19 اسفند1386 و به ساعت عاشقی ، ساعت10:2 بعد از ظهر |
|
| ||||||